XPSN

قرار نبود ده تا فرمول تو نیم صفحه حفظ کنم قرار بود یاد بگیرم :[[

رمان قرار نبود قسمت هفدهم – آیناز رمان

رمان قرار نبود قسمت اول رمان قرار نبود قسمت دوم رمان قرار نبود قسمت سوم رمان قرار نبود قسمت …

خاک سرده، فراموش می‌کنی… – ایسنا

«گریه نکن! خدا صبرش رو می‌ده! خاک سرده، فراموش می‌کنی! گریه نکن دیگه! نگاه کن مامانت غصه می‌خوره! فکر می‌کنی بابات راضیه اینقد گریه می‌کنی؟! پدرت عذاب می‌کشه اگه تو گریه کنی!».

قسمت بیست و چهارم و بیست و پنجم رمان قرار نبود

قسمت بیست و چهارم و بیست و پنجم رمان قرار نبود . … برو بهرادو بکن تو حلقت …خندید و گفت:- اونم می کنم تو غصه اونو نخور …خوب نگاش کردم پوستش تیره شده بود و مشخص بود حسابی آفتاب خورده. … درد پام یه …

قسمت سی ام و سی و یکم رمان قرار نبود

من تا جایی که بتونم تو رو همینجور حفظ می کنم …با غیض گفتم:- آره تا شش ماهه دیگه! … دو تایی رفتیم تو مسئول اونجا بهمون لباس مخصوص داد و رفتیم تو … قرار بود با یه دختر و پسر دیگه بازی کنیم …

هرگز نگرد نیست سزاوار مرد نیست

هرگز نگرد نیست سزاوار مرد نیست خصوصی. آلاله هوز با من حرف نمی زنه.. نمی دانم چرا گاهی فکر می کنم آلاله تو دنیاش به چه چیزهای فکر می کنه و یهویی از من رو بر می گردونه و بعد یاد خودم و کارهایی که با آلاله کردم می افتم .

برچسب‌ها:, , , ,